بهتره درباره بلوغ صبر نکنیم تا بچه خودش سؤال بپرسه یا وارد سن بلوغ بشه. میتونیم از سالهای قبل، خیلی ساده و متناسب با سنش درباره تغییرات بدن و احساسات صحبت کنیم و کمکم اطلاعات بیشتری بدیم.
مهمترین نکته اینه که موضوع رو عادی و بدون خجالت مطرح کنیم. مثلاً بهجای اینکه یک جلسه رسمی بذاریم و بگیم «امروز میخوایم درباره بلوغ صحبت کنیم»، میتونیم در موقعیتهای روزمره درباره رشد بدن، تغییرات صدا، موهای بدن، قاعدگی یا احساسات جدید صحبت کنیم.
از اصطلاحات درست و قابلفهم برای بدن استفاده کن و اجازه بده بچه سؤال بپرسه. اگر سؤالی پرسید، مسخرهاش نکن و واکنش شوکه یا خجالتزده نداشته باش؛ حتی اگر سؤالش برایت غیرمنتظره بود. میتونی بگی: «سؤال خوبیه، بیا با هم دربارهش صحبت کنیم.»
همچنین لازم نیست همه چیز رو یکباره توضیح بدی. گفتوگوهای کوتاه و چندباره معمولاً بهتر از یک توضیح طولانی جواب میدن. درباره تغییرات جسمی، احساسات، حریم خصوصی بدن، رابطه سالم و اینکه چه کسانی میتوانند یا نمیتوانند بدنش را لمس کنند هم بهتدریج صحبت کنید.
اگر جواب سؤالی را نمیدانی، لازم نیست حدس بزنی؛ خیلی راحت بگو «جوابش رو دقیق نمیدونم، بررسی میکنم و بهت میگم.» این کار حتی اعتماد کودک به والد را بیشتر میکند.
در نهایت هدف این نیست که بچه هیچوقت خجالت نکشه؛ هدف اینه که بدونه هر سؤالی درباره بدن و بلوغ رو میتونه بدون ترس و قضاوت با والدینش مطرح کنه.
هنوز پاسخی ثبت نشده
نظرها