بهترین حالت اینه که استقلال کودک رو کمکم بیشتر کنیم، ولی کاری نکنیم احساس کنه باید همهچیز رو خودش تنهایی حل کنه.
مثلاً اجازه بده کارهای متناسب با سنش رو خودش انجام بده؛ لباس پوشیدن، جمع کردن اسباببازیها، انتخاب بین دو گزینه یا انجام بعضی کارهای ساده شخصی. لازم نیست هر بار سریع کمکش کنی؛ اول فرصت بده خودش امتحان کنه و فقط وقتی واقعاً نیاز داشت کمکش کن.
در کنارش، حضور و حمایت عاطفیات رو حفظ کن. مثلاً اگر کاری براش سخته، بهجای اینکه بگی «خودت باید انجامش بدی»، بگو: «اول خودت امتحان کن، اگه سخت بود من کمکت میکنم.» اینطوری هم استقلال پیدا میکنه، هم میفهمه در صورت نیاز تنها نیست.
بهش اجازه انتخاب و اشتباه کردن هم بده. مثلاً بین دو لباس یا دو فعالیت انتخاب کنه و اگر انتخابش نتیجه خوبی نداشت، باهاش دربارهاش صحبت کنید، نه اینکه سریع سرزنشش کنید.
محبت و توجه هم نباید مشروط به خوب رفتار کردن یا مستقل بودن باشه. بغل کردن، بازی کردن، گوش دادن به حرفهاش و وقت گذاشتن با کودک بهش احساس امنیت میده.
در واقع هدف این نیست که بچه «به کسی احتیاج نداشته باشه»؛ هدف اینه که بدونه میتونه از پس خیلی از کارها بربیاد و در عین حال هر وقت واقعاً به کمک یا حمایت نیاز داشت، خانواده کنارش هستن.
هنوز پاسخی ثبت نشده
نظرها